Read Science of Knowledge (Texts in German Philosophy) by Johann Gottlieb Fichte Online

science-of-knowledge-texts-in-german-philosophy

A modern translation of J. G. Fichte's best known philosophical work (including his two explanatory Introductions), which contributed to the development of 19th Century German Idealism from Kant's critical philosophy....

Title : Science of Knowledge (Texts in German Philosophy)
Author :
Rating :
ISBN : 9780521270502
Format Type : Paperback
Number of Pages : 324 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

Science of Knowledge (Texts in German Philosophy) Reviews

  • مسعود حسینی
    2019-03-07 22:02

    مطالعه و ترجمه ی این کتاب را تقریبا سه سال پیش شروع کردم و حدودا ۹ ماه است که به پایان رسانده ام و انتشارات حکمت آن را در سال آینده منتشر خواهد کرد. پیش از هر چیز باید گفت که دشوار بتوان کتابی دشوارتر از این در فلسفه یافت! دلیل این دشواری، به عقیده من، یکی این است که فیشته به واقع نخستین بار به اعماق تا آن زمان پنهان آگاهی نفوذ می کند، یعنی به قلمرویی که کمتر فیلسوفی در آن پا گذاشته. دلیل دیگر این است که این کتاب اصلا بنا نبوده منتشر شود، زیرا در اصل جزوه ای بوده برای راحتی کار دانشجویان، جزوه ای که می بایست با توضیحات شفاهی مؤلف تکمیل شود. شاید دلایل دیگری هم در کار باشد، از جمله دشوارنویسی آشکار مؤلف.کتاب از ۵ بخش تشکیل شده. الف) درآمد اول بر آموزه دانش؛ ب) درآمد دوم~؛ ج) اصول بنیادی آموزه ی فراگیر دانش؛ د) بنیاد دانش نظری؛ و ن) بنیاد دانش عملی. دو بخش نخست در سال ۱۷۹۷ در مجله ای منتشر شده اند، حال آنکه نسخه ی اصلی آموزه ی دانش (به سالهای ۱۷۹۴-۱۷۹۵) متشکل از سه بخش آخر است. درآمد اول خطاب به کسانی که نظامی فلسفی ندارند نوشته شده. درآمد دوم خطاب به کسانی که نظامی فلسفی دارند. بخش ج ناظر است به شرح کمابیش پدیدارشناسانه ای از اصول بنیادی آموزه ی دانش.بخش د ناظر است به بخش نظری بنیادی این آموزه که در آن، به اعتباری، فلسفه نظری، آن گونه که مثلا در بخش هایی از نقد اول مطرح شده، استنتاج می شود، تا جایی که نظر به بن بست می رسد و بدین وجه عمل به نحو استعلایی استنتاج می شود. در بخش ن حیث عملی بنیادی آموزه دانش بررسی می شود.نکته مهم این است که نظر به معنای کانتی مطالعه طبیعت و عمل به معنای کانتی اخلاق و سیاست، غیر از نظر و عملی است که در دو بخش نهایی آموزه دانش محل بحث قرار می گیرند. از یک منظر، می توان دو بخش نظری و عملی آموزه دانش را شرط امکان فلسفه نظری و عملی به معنای کانتی لحاظ کرد.فیشته در این کتاب از روش های متفاوتی بهره می برد که مهم ترین شان روش دیالکتیکی، روش استعلایی، روش استنتاجی قیاسی، و روش توصیف پدیدارشناسانه است. لذا چنین نیست که روشی واحد به کار برده باشد. اما راهبرد اصلی او این است که کل فلسفه را از "من" استنتاج کند. البته اینکه چرا فیشته به این سمت سوق پیدا کرده است، تاریخچه ای دارد که خواندن آن برای فهم فیشته ضروری و بسیار مفید است. این تاریخچه را دنیل بریزیل مثلا در تاریخ فلسفه راتلج که من در دست ترجمه دارم شرح کرده است؛ می توان به فصل فیشته و شلینگ این کتاب رجوع کرد. فیشته می خواهد نشان دهد که چون "شی فی نفسه" در چهارچوب فلسفه نقدی نمی گنجد (البته کانت به هیچ روی با این عقیده سر سازش ندارد) باید کل آگاهی را از من برکشید. زیرا برکشیدن آگاهی از ابژه ها دچار دشواری هایی است؛ از جمله اینکه در سلسله ی علی و معلولی ابژه ها هیچ کجا امکان وقوع یا رخداد آگاهی وجود ندارد. هر ابژه ای ممکن است روی ابژه دیگری اثر بگذارد. اما از صرف اثرگذاری مکانیکی هیچ گاه نوعی آگاهی نمی تواند پدید آید. فیشته با این استدلال، هر گونه نظام دگماتیستی را باطل می شمارد، یعنی هر نظامی را که بکوشد آگاهی را از چیزی مادی و مکانیکی برکشد. حال جز آگاهی و من چیزی بر جای نمانده. اما، آگاهی همان بازنمود یا تمثل است. و بازنمود خود بر دو قسم است:بازنمودهای مقرون به احساس ضرورت و بازنمودهای مقرون به احساس آزادی. فیشته بازنمودهای نوع دوم را محصول فعالیت آزادانه (خیالی) من تلقی می کند و (چون بنیادشان معلوم است=من) آنها را از دایره بررسی اش کنار می گذارد. (همین بازنمودها در تحلیل پدیدارشناسانه هوسرل از تقویم بدن نقشی کانونی می یابند.) حال، بازنمودهای مقرون به احساس ضرورت همان حیطه تجربه به معنای موسع کلمه است. اکنون فیشته باید نشان دهد که این "ضرورت" برآمده از فعالیت یا کردوکار خود من است، زیرا اگر بپذیریم که برآمده از چیزی است که خود از من مستقل است، با همه دشواری هایی روبرو می شویم که هر نظام دگماتیستی ای با آنها مواجه است. آموزه دانش مصروف اثبات همین مدعاست:ضرورت تجربه و کل تجربه برآمده از فعالیت من است.نکته مهم دیگر این که آموزه دانش عنوان هیچ کتاب خاصی اژ فیشته نیست. در واقع فیشته این عنوان را به جای عنوان نابسنده "فلسفه" نشانده است. فیشته نسخه های متعدد دیگری از آموزه دانش پدید آورده ولی فقط یکی از آن ها را خود به دست انتشار سپرده است:آموزه دانش به روشی نو به سال ۱۷۹۷. این کتاب را دنیل بریزیل به انگلیسی ترجمه کرده است. ذکر این نکته نیز سودمند است که فیشته بر پایه این نسخه ی اصلی آموزه دانش (به سال های ۱۷۹۴-۱۷۹۵) سایر بخش های نظامش را تکمیل کرد، از جمله نظام آموزه اخلاق و نظام آموزه حق طبیعی.مقالات متعددی در خصوص این کتاب نوشته شده است. به ویژه مجموعه ای که دنیل بریزیل و تام راکمور منتشر کرده اند فوق العاده است. شرح گونتر تسولر هم بسیار خواندنی است.

  • Jesse
    2019-02-25 04:39

    Much denser than Fichte's Jena writings, this is a move from transcendental philosophy to what some would call transcendent philosophy. (This is evident despite that fact that Fichte would undoubtedly deny it). Instead of taking the I of (self)consciousness here, he starts with the Absolute and deduces his famous self-positing I of the Jena period. It moves from an ascending (to the absolute), to a descending (to the manifold, etc.) 'dialectic'. Most mysterious here is his concept of "light" which appears to be the way in which the Absolute reveals itself to the insight. However, for further clarification, there is an interesting essay in the collection "After Jena" that discusses the "light" in more depth. There's no doubt that this is a magnificent, frustrating text. It is, to the best of my (rather unqualified) estimation, up there with Hegel's Phenomenology in terms of rigor and power.However, as the above mentioned essay mentions, Fichte's Absolute is most likely what Hegel would call a "pistol-shot Absolute". Of course, Hegel had no knowledge of this text.

  • Billy Dean
    2019-03-06 05:57

    Following the immediate aftermath of the Critique of Pure Reason, I'm inclined to say that this text surpasses Kant's work--whether we take Fichte's system to be absolutely unique or, as he would put it, as a mere rearticulation of Kantian philosophy. If for no other reason than because he addresses certain ambiguities in critical philosophy that left Kant vulnerable to a wide array of criticism with varying levels of misunderstanding or misinterpretation (cf Jacobi's writings on Hume, Reinhold's Elementarphilosophie, and Schulze's Aenesidemus (as well as Fichte's review thereof!), et al). A must read--and certainly not as merely another Kantian or as a stepping stone on the royal road to Hegel. Don't forget Fichte!

  • Chris Nagel
    2019-03-18 01:38

    The butler did it. Absolutely.

  • María Ciancio
    2019-03-11 22:57

    "[...] la filosofía ha de indicar el fundamento de toda experiencia." A partir de este concepto, presenta dos enfoques para el análisis de la experiencia (percepción?), el "idealismo" (abstraer el elemento de la inteligencia o pensamiento de la experiencia ) y el "dogmatismo" (abstrae de la experiencia la "cosa en si", objeto independiente del individuo), dando preferencia al primer enfoque, y en particular al llamado "idealismo trascendental" (Entiendo que a esto se refiere al encadenamiento de causas y consecuencias que comprenden a un concepto determinado, abarcando modos y condiciones de concebirlo... De todas formas en este tema Fichte dice que no fue comprendido por sus congéneres asi que no me voy a matar intentando comprenderlo yo. :P ) Y justifica como (según Fichte) la filosofía Kantiana toma este enfoque.Me gusta en parte porque va a conceptos muy "de raíz" de donde surge el pensamiento, pero el tipo es demasiado pagado de sí mismo, lo que hace a la lectura bastante densa. Le vendían bien grafiquitos. :P