Read Quicksand by Steve Toltz Online

quicksand

A daring, brilliant new novel from Man Booker Prize finalist Steve Toltz, for fans of Dave Eggers, Martin Amis, and David Foster Wallace: a fearlessly funny, outrageously inventive dark comedy about two lifelong friends.Liam is a struggling writer and a failing cop. Aldo, his best friend and muse, is a haplessly criminal entrepreneur with an uncanny knack for disaster. AsA daring, brilliant new novel from Man Booker Prize finalist Steve Toltz, for fans of Dave Eggers, Martin Amis, and David Foster Wallace: a fearlessly funny, outrageously inventive dark comedy about two lifelong friends.Liam is a struggling writer and a failing cop. Aldo, his best friend and muse, is a haplessly criminal entrepreneur with an uncanny knack for disaster. As Aldo's luck worsens, Liam is inspired to base his next book on his best friend's exponential misfortunes and hopeless quest to win back his one great love: his ex-wife, Stella. What begins as an attempt to make sense of Aldo's mishaps spirals into a profound story of faith and friendship.With the same originality and buoyancy that catapulted his first novel, A Fraction of the Whole, onto prize lists around the world—including shortlists for the Man Booker Prize and the Guardian First Book Award—Steve Toltz has created a rousing, hysterically funny but unapologetically dark satire about fate, faith, friendship, and the artist's obligation to his muse. Sharp, witty, kinetic, and utterly engrossing, Quicksand is a subversive portrait of twenty-first-century society in all its hypocrisy and absurdity....

Title : Quicksand
Author :
Rating :
ISBN : 1473606055
Format Type : Hardcover
Number of Pages : 448 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

Quicksand Reviews

  • KamRun
    2019-02-23 00:54

    تا حد امکان بدون اسپویلر. در اشاراتی هم که به حوادث داستان کردم، از مقدمه‌ی مترجم فراتر نرفتماگر جز از کل را روایت رنج انسان در جدال با مرگ بدانیم، ریگ روان در نقطه‌ی مقابل قرار دارد: رنج حادث شده در جدال با زندگی. داستان، روایت ماجراهای فردی به‌نام آلدو بنجامین از زبان دوستش گروهبان لیام است: شخصیتی بی‌نهایت بدشناس، آهنربای بدبختی‌ها که طی ناکامی‌های پی‌در‌پی برای مردن تلاش می‌کند. پی‌رنگ داستان را در این جمله خلاصه کردم. فصل‌های کتاب توالی زمانی ندارند (روایت‌ها تو در تو هستند) و هر فصل گوشه‌ای از کلاف را می‌گیرد تا درنهایت در فصل‌های پایانی کلاف پیچیده‌ی زندگی آلدو بنجامین گره‌گشایی می‌شود و وقایع مانند پازل در کنار هم قرار می‌گیرند. داستان بیش از حد شاخ و برگ گرفته و در قسمت‌هایی تولتز عنان از کف داده و حسابی زیاده‌گویی کرده. اگر این شاخ و برگ‌ها را از داستان حذف کنیم در نهایت چیزی جز این‌ها باقی نمی‌ماند: بدبخت‌ترین انسان روی زمین در نقش قهرمان، یک راوی نیمه بدبخت که ارتباط نزدیکی با شخصیت اصلی داستان دارد، چند کاراکتر فرعی که پیوند‌های عجیب و غریبی با قهرمان دارند و معجونی از حوادث باورکردنی و نکردنی به میزانی که باب میل نویسنده استاما دو نکته‌ای که نظرم را جلب کرداول. تقابل کاراکتر آلدو در ریگ روان با مارتین در جزء از کل: رویای مارتین، کابوس آلدو ست:جاودانگی. اگر این مورد را فاکتور بگیریم، مارتین و آلدو هیچ تفاوتی با هم ندارند، حتی در جزئیات شخصیتی، افکار و ترس‌ها. هر دو آیینه‌ی تمام‌نمای بدبختی انسان مدرن هستند، پر از ایده‌های بی‌ثمر و خلاقیت عقیم مانده، هر دو نابغه‌هایی تلف شده هستند، با پایانی عینا شبیه هم. بدون رستگاریدوم. طنَازی کاراکتر‌ها در عمق قاجعه، خواننده را با آمیزه‌ای از تراژدی و لودگی روبرو می‌کند، یک طنز سیاه. ما به چیزی می‌خندیم که مضحکه‌ی غمبار زندگی انسان ماشین‌زده‌ی امروز است، زهرخندی به خودمان. آنچه که یونسکو در مورد طنز سیاه می‌گوید در اینجا هم تجلی می‌یابدبی‌تکلفی و وضوحِ طنز، ما را از امر تراژیک وضعیت انسان آگاه می‌کند. این فقط به خاطر روح انتقاد نهفته در طنز نیست، بلکه طنز تنها امکان ما برای جدا کردن خودمان از وضعیت تراژی-کمیک انسانی‌مان و بیهودگیِ بودنمان است، اما تنها بعد از اینکه بر آن فائق آمدیم، جذبش شدیم و درکش کردیم. آگاه شدن از آنچه هولناک است و خندیدن به آن یعنی مسلط شدن بر آن هولناکی. منطق خودش را در بی‌منطقی امر عبثی نشان می‌دهد که ما از آن آگاه شده‌ایم. خنده حرمت هیچ تابویی را نگاه نمی‌دارددر نهایتبنظرم تولتز در نگارش ریگ روان برای فرم روایی، زبان و تکنیک از فرمولی تکراری (نسبت به جزء از کل) استفاده کرده و از این بابت دستش برای کسانی که جز از کل را خوانده باشند رو شده. در نتیجه داستان آنچنان که باید تازگی خاصی ندارد. من برای سرگرم شدن خواندمش و تا حدی هم چنین شد. اگر تصمیم گرفته‌اید معجون زهرآلود ریگ روان را بنوشید، گوارای وجودتان اما آمادگی خماری‌ها و حوصله سررفتن‌های احتمالی را داشته باشیدپی‌نوشتاول- کتاب دو سه مشکل نگارشی داشت، که فقط یکی را یادم مانده. در پاورقی صفحه 374 نوشته شده بت زخری کشنده به جای با زهری کشندهدوم- تا پیش از خریدن این کتاب اطلاع نداشتم مترجم‌ها هم آثار نویسنده‌های دیگر را امضا می‌کنندسوم- احترام و سلیقه‌ای که نشر چشمه در ارسال کتاب‌های پیش‌خریدی قائل شد جای تشکر دارد. کتاب چند ساعتی زودتر از توزیع در کتاب‌فروشی‌ها در بسته‌بندی زیبا و شکیلی بدستم رسید

  • Hamid
    2019-03-07 03:40

    دوست داشتم میشد مثلا ۴.۵ بدم بهش.. البته کتاب پر از پرگویی‌هایی است که در زبان و فرهنگ ما بی‌ربط و نامفهومند. ولی به دلایل شخصی خیلی ارتباط برقرار کردم با آلدو.. و از شخصیت پردازی تولتز در مورد این کاراکتر خیلی خوشم اومد.. به خاطر شرایطم، حسهای یک فرد ویلچری نسبتا دقیق توصیف شده بود. شاید در حالت عادی ۴ هم زیاد باشه برای این کتاب ولی ...گفتم که :)اگر دوست دارید جملات مهم کتابها رو جایی بنویسید یا به اشتراک بگذارید، این کتاب رو بخونید، دستتون پر خواهد بود از این بابت :)

  • Joachim Stoop
    2019-03-14 02:56

    7 years after the publication of one of my most beloved novels of all time 'A fraction of the whole' Steve Toltz comes with a follow-up. He definitely hasn't lost his sense of humour. He is still the king of wit, puns & oneliners. He still has more crazy thoughts than some 10000 people combined. The guy is a one person think tank!Because of the absurdity of his ideas and characters he doesn't really seem to care a lot about story & plot. I feel that he tries to give himself as much 'assists' as possible to score as much goals as possible. So you'll come across lots of enumerations of oneliners & ideas. Once he gets going he's unstoppable. And this is exactly his advantage and his flaw: the book lost a star because sometimes it became too exhausting: just too much of it. Even too much brilliance wears off after a while...I would advice you to read it at a slow pace -maybe even combining it with other books, picking it up once in a while, or why not: leave it next to your toilet. If you hear family members or guests laughing while pissing or shitting, it would be Toltz' fault and he'll love you for it!Some of the hundred quotes I marked:'Remembering the past is like watching a hollywood movie, in that you never see the characters go to the toilet.''He was tired of thoughts so self-pitying he believed he could hear God throw up in his mouth.''You do have a strong ethical code, like when we were eating Chinese takeaway in the park and you wouldn't let me feed leftover Peking duck to the ducks.''Whenever i hear that someone has stayed monogamous for forty years it reminds me of when you see in the Guinness Book of Records that someone has walked a thousand kilometres with an egg on his head. i mean, i admire his endurance. But what the fuck did he do that for?''May all your enemies be beautiful so you might one day hate-fuck them with pleasure.''if there’s a foot-sized crack in a thousand-kilometre pavement, my foot will find it.'and my personal fav: 'With medical science improving at roughly the same rate as our environmental situation worsens, the most likely scenario is that the world will become uninhabitable at the precise moment the human race becomes immortal.'

  • MJ Nicholls
    2019-03-03 05:55

    Toltz’s first accompanied me on a trip to the Orkney isles, and set the tone for a tempestuous time of bickering and freeloading in a bleak treeless landscape. Toltz’s second was read in a warm comfortable flat with no tantalising backdrop of bleakness and simmering dissent. Nevertheless, I was once more taken on a blistering blackly comedic trip to the darkest recesses of existence, at the core of which sits Toltz, snickering like an imp at the horrors and pratfalls of the human race, often howling for kicks into the void, and whose strong narrative voice runs through more or less every character in turn in this Portrait of a Nobody as the Perpetual Fuckup. His hilarious pronouncements on life are beautiful koans, insane stand-up routines, hyperbolic rambles, tasteless shockers, and long monologues featuring razor-sharp and sublimely honed prose mastery, summoning up at times the Dean of the Dark Laugh, Sir Stanley of Elkin IV. A terrific novel for the hyperintellectual lightning rod in your lives.

  • Soheila
    2019-03-21 02:34

    خیلی واقعی تر و تلخ تر از جزء از کل...باورم نمیشه باهاش گریه کردم، حسابی ترسیدم و چندشم شد...از اینهمه واقعیت تلخی که تو دنیامون داره اتفاق میفته.تولتز محشره.بی صبرانه منتظر کتاب بعدیشم.

  • Mohadese
    2019-03-12 05:45

    3.5 ستاره"قانون تخطی ناپذیر همیشه همین بوده، وقتی به آرزویت میرسی که دیگر خیلی دیر شده."به نظر تولتز در خلق بدبختی ها و پرورششون استعداد خیلی خوبی داره و پیمان خاکسار هم خیلی خوب میتونه اون ها رو به ما انتقال بده!ساختار و تم شخصیت اصلی ریگ روان مثل جز از کلهآلدو، ی مارتین جامعه گراست! تم فلسفی این کتاب بیشتره و یه خورده منو یاد "سه شنبه ها با موری" مینداخت!دو فصل اخر کتاب کشدار شد، برخلاف جز از کل ک اتفاقات بیشتری اخرش افتاد و جالب تر شد.معتقدم ریگ روان، اقتباسی از جز از کل عه و کتاب جدیدی نیست، انگار نویسنده میخواسته عقاید و فلسفه جز از کل رو تاکید و یا تکمیل کنه!اوایل کتاب برام جذاب بود اما اخرش احساس کردم نتونسته بود خوب داستان رو جمع کنه و خیلی یهویی همه چیز تموم شد.

  • Elmira
    2019-03-11 06:38

    باید بگم حتی پرگویی هاشم دوست دارم، یجور نبوغ خاصی تو نوشته هاش هست، حتی به یه مساله ساده که شاید جزو بدیهیات زندگی ما باشه از یه دید خاصی نگاه میکنه که آدمو انگشت به دهن میزاره. این رمانش نسبت به جزء از کل یه کم و کاستی هایی داشت قبول دارم حتی خوانش و فهم بعضی جاهاشم سخت تر و گنگ تر از اون بود و چند تا غلط املایی هم داشت که امیدوارم تو چاپ های بعدی درست بشه. هر کتاب هر چند بزرگ و امتحان پس داده ممکنه یکی دوتا جمله خوشگل داشته باشه که آدم یادش بمونه، استیو تولتز یه کاری میکنه که از خوندن جمله ی قشنگ ارضا میشی و سطح توقعت چندین پله میره بالا. اینکه در مورد این رمان انتقاداتی شده تقصیر خود نویسنده است که باعث شده ما به چشم یه نابغه بهش کنیم و ازش انتظار یه معجزه داشته باشیم در حد جزء از کل و حتی بیشتر از اون. این کتاب ذره ای از ایمانم به تولتز کم نکرد و حتی مشتاق ترم کرد برای کتاب جدیدش :)

  • Ali
    2019-03-13 00:36

    کتاب بجای 440 صفحه می تونست 300 صفحه باشه

  • Samin
    2019-03-16 01:36

    مردی از ابدیت زاده می شود ... او که نمی‌میرد. .. و عاشق مُردن است به یک دلیل: نفرت از حیات. و آن نیز به یک دلیل: ترس.در کتاب های استیومردان، فیلسوف اند و حرّاف؛ قهرمان نیستند و ترس را میشناسندو زنان... زنانشان، همیشه حامی، همیشه عاشق ... همیشه منتظر...و فکر می کنم به ترساین عنصر متعفّنِ تعفن‌بخش این المان حیات ستیزو فکر می کردمشاید استیو برای مقابله و کشتارِ این یاغیِ خاموش راهی بجز انزوادور از مرگو خشک از خیسیِ اقیانوس، ببندیشند... .و اگر ترس از مرگ، مارتین دین را به عزلت در خانه ی لابیرنتی‌اش کشانده بود؛ ترس از حیات، آلدو بنجامین را صخره نشین کرد ...و ترس ها از هرچه که باشندانزوا می زایند از هرچه که باشد .... .آلدو تلخ و سخت و دردمند زیستگرچهاز عشق سهم داشتو درست جاییکه دیگر آرزویش نبودبه ثروت رسیدو فکر میکنم من همیشه حق داشتم وقتی معتقد بودمآرزو ها سن دارند، تحققشان در هر زمان دیگری، تحقیرآمیز است.آلدو چهارصدوسی صفحه ترسیدپیام آور دروغین کیش ای خیالی گردیدبه صخره پناه بردو به سفارش استلا، زندگی که همیشه تحسین و محبتش را داشت،در اعماق آب ها در آغوش اقیانوسدیگر نفس نکشید ...../.بیستوچهار شهریور ۹۶پ.ن: آلدو در آخرین لحظات زندگی بر یکی از ترس هایش چیره شد: ترس از مردن با چاقو!

  • Mahsa Tahmasebi
    2019-02-24 08:43

    بعد از تبلیغات فراوان نشر چشمه برای جدیدترین اثر ترجمه شده از تولتز و بعد از لذت فراوان از خواندن جز از کل قبل از عید اینترنتی سفارشش دادم ولی متاسفانه خیلی جذیم نکرد و با اکراه الان تمامش کردم. در کل لذتی که از جز از کل بردم را ذره ای از ریگ روان نبردم.

  • Mehrzad M.
    2019-03-22 00:38

    ترس از مرگ و حالا ترس از زندگی...استیو تولتز حرفی برای گفتن باقی نمی گذاره... همینطور پیمان خاکسار برای انتخاب کتاب هاش برای ترجمه.نیمه ی خالی و نیمه ی پر لیوان بررسی شد!هر روز که زنده بیدار می شوی فاتحی؛ برو و غنایمت را طلب کن.بخونید!//

  • Ayob Alaie
    2019-03-04 03:56

    خواندن ریگ روان نسبت به جزء از کل شاید یکم سخت تر باشه چون ذهن رو خیلی درگیر بعضی مسائل و سوال های بنیادین و فلسفی میکنه (هر چند جزء از کل هم همین روند رو داشت ولی به یک شیوه ی دیگه) که شاید هزاران بار هم برای خود آدم هم پیش بیاد درگیر کنه اما تفاوتش شیوه درگیر کردن خواننده در داستانه که من خیلی دوسش داشتم و یه جاهایی خیلی درگیرم کرد و جذاب بود. در کل از کارهایی که ذهن آدم رو تا چندین مدت بعد خوندنشون درگیر خودش میکنه خیلی خوشم میاد. داستان دو تا راوی داره که هر بار روایت در حال تغییر از روی این دو نفر .مجبور بودم کتاب رو خیلی سریع بخونم چون اعزام سربازی ام :( حتما یه بار دیگه میخونمش .

  • Negar
    2019-03-15 01:47

    طرز نگاه استیو تولتز خیلی برام جالبه به نظرم معمولی ترین چیزها رو متفاوت مینویسه و شخصیت هایی که خلق میکنه به یاد موندنی هستن...با اینکه بعضی قسمت ها واقعا داستان خسته کننده میشه و جذابیت نداره ولی خوندنش تجربه لذت بخشیه

  • Carina
    2019-02-23 03:35

    Reads like it was written by a brilliant author, the night before it was due. Some extremely strong sentences, fabulous observations, and many witty one liners that slap you in the face with their sharpness. But as a novel – as a 368 page complete “piece" – it’s mostly a band-aided collection of waffle, with little plot, coherence, and even less editing. I feel like I’m writing a school report : “Toltz could do great things, if he would concentrate on his work, complete his homework, and stop showing off in class”.

  • Mandy
    2019-03-03 07:32

    Steve Toltz is certainly an original and inventive writer. He sets up a frenetic pace from the very beginning and never lets up on it through a madcap series of adventures of two larger-than-life characters. The plot, such as it is, follows the life-long friendship between Liam, a struggling writer and police officer, and Aldo, hapless, charismatic, accident-prone and perennially unlucky. Toltz concentrates on the dynamic between the two, as increasingly Liam uses Aldo as his muse in his attempts to be an author. A succession of jokes and quips and one-liners attack the reader on every page, and after a while it all becomes just a bit too relentless. The book starts off being exhilarating and ends up being simply tedious. Liam and Aldo begin by being amusing and end up being boring. The one-liners begin by being witty and amusing and end up feeling overdone and overwhelming. Some of the language is frankly bizarre. What exactly does a woman “riddled with breasts” actually look like? It all begins to feel forced as though Toltz is simply trying too hard. I loved his first novel A Fraction of the Whole, where his exuberant writing was somehow controlled enough to make his characters capture the reader’s empathy. But here it’s just all too much, and I found myself skipping the later part of this overlong novel. Disappointing.

  • Arash
    2019-03-16 02:51

    _ما هنر تولید می کنیم چون زنده بودن یعنی گروگان گرفته شدن به دست گروگان‌گیرهایی ساکت که حتا نمی توانیم خواسته هایشان را به قوه ی شهود درک کنیم. _هر روز که زنده بیدار می شوی فاتحی؛ برو و غنایمت را طلب کن. _خوب بود خوندن ریگ روان بعد از اتمام جزء از کل. کتاب اوایل سخت شروع میشه، مثل کتاب قبل خوشخوانی و کشش مخاطب رو نداره، از لحاظ محتوایی بسیار غنی تر از جزء از کل بود، هرچقد که جلوتر میریم جذابیت کتاب بیشتر میشه مخصوصا از فصولی که خود آلدو متکلم کتاب میشه بسیار بسیار تک گویی های خوبی شاهد هستیم. _مرگ مثل کتاب قبلی محتوای اصلی این کتاب هم هست، تلاش برای پایان دادن به زندگی بی نتیجه و مشقت باری که هربار به نوعی به در بسته میخوره و چیزی جز عواقب بد و بدتر گریبانگیر آلدو نمیشه، تلاشهایی که به شدت زندگی اطرافیانش رو تحت تاثیر قرار میده و بعضا اون هارو به کام مرگ می کشونه. پایان کتاب رو دوست داشتم، باورناپذیری در عین شواهد گوناگون و تلاش برای اثبات رد شواهد. _ کتاب چقدر ترجمه خوب و عالی ای داشت. بسیاری از جملات اینقدر خوب بازگردانده شدن که انگار خود نویسنده شعری به فارسی نوشته. یاد بگیریم تحمل دیدن موفقیت دیگران رو داشته باشیم

  • Tannaz
    2019-03-23 03:35

    خیلی خیلی خیلی زیبا و خیلی خیلی خیلی تلخ! بخصوص 40 صفحه ی آخر!

  • Lolly K Dandeneau
    2019-03-07 01:37

    I love Steve Toltz and couldn't believe he had finally written another novel. He is dark and disturbing in the way life is, where he keeps you laughing through the rotteness and horrors his characters deal with, kind of like the universe does in our own existence. If you don't laugh, you spoil. Reading him makes me feel like I am sitting in a pub listening to a brilliant friend enlightening and depressing me all at once. It is a strangely intense experience reading his musings, because the story does runaway from you, and if he wrote about nothing I would still read his words because he takes cynicism to the extreme. What does it say about me that I love the jaded messy characters so? I like that the men, they things they do, say, think and feel aren't polished for women's eyes. They are obnoxious and yet you can't help but love them. Before I get attacked, what I mean is there are so many stories where the man says safe things and doesn't gawk at women and is so full of manners that I call BS. Not with Toltz. I had to take breaks though and remind myself what the heck the story is about. If Aldo is a train wreck, then he is the driver, the passengers, the track, the train, and maybe even God- he is so screwed up and beloved. The rot of bad luck just sticks to him and yet Liam can't escape his friend, even when he knows Aldo is like a drug. It is so hard to write what this book is about, but I felt that with A Fraction of the Whole too. He is the author I highlight to death because he has so much to say. I imagine that Toltz has a brain that never shuts off and if you can't keep up, it's your loss. You have to take a breath because the story is a tsunami. I just shook my head at the end, much like a dog shakes off water after a swim. The ending... oh the ending..sigh... It is the story of a bizarre friendship, and like most stoires some of us are the observers (Liam) who might be standing in the splash zone of the entertainment (Aldo). Liam is richer for having Aldo, but also tormented by his love for his friend. Quotes:"We make art because being alive is a hostage situation in which our abductors are silent and we cannot even intuit their demands.""I'd think: My superpower is that I AM POSION.""I'm nobody's muse." I think: That's a great line right there.""And people are spooked that good and evil no longer struggle but just works different shifts?""They were all prototypes of a human being in God's workshop- strictly first drafts.""I'm sick of looking at you and perceiving a smaller, meaner universe.""They stood like two mutes; he felt like a removed tumor that was trying to graft itself back on." And naturally, the quote "With medical science improving at roughly the same rate as our environmental situation worsens, the most likely scenario is that the world will become uninhabitable at the precise moment the human race becomes mortal."How does Steve Toltz come up with this stuff? I enjoyed being overwhelmed, even if I don't always keep up.

  • Mobina J
    2019-03-09 03:54

    '' بدترین چیز دنیا به هیچ عنوان رنج کشیدن یا تنهایی نیست. یک ترکیب است: تنهایی رنج کشیدن ''

  • Alan Stuart
    2019-03-23 02:00

    couldn't finish it. got to 75% but decided life is too short and started to skim through the rest. even that was torture.

  • Nazanin Moshiri
    2019-03-04 06:54

    هر روز که زنده بیدار می شوی فاتحی ؛ برو و غنایمت را طلب کن.

  • هادی امینی
    2019-03-24 02:49

    دایتان این قدر کش اومده و حاشیه داره که اصلا آخرش آدم یادش میره درباره چی بود. قلم روان و ترجمه خوب و شوخی‌های بانمک زیاد داشت. ولی چیزی که کم داشت خط سیر داستانی، شروع و پایان مناسب و هدف بود.

  • Snoakes
    2019-02-23 04:37

    This is a belter of a book. It's that very rare thing - a book that's described as funny that actually made me laugh. More than once. Out loud.Incidentally, have you ever wondered why funny books don't win prizes? It's because we can all identify with tragedy, but humour is extremely subjective. Something that reduces you to a quivering giggling heap can leave me cold as a penguin eating a Cornetto. Plus by its very definition, it isn't serious whereas in some circles, the more miserable something is, the more it is lauded. But I digress...This book has a lot of humour - very very dark humour.  If that's your thing then you may well love it. It is mine - I wanted to quote chunks of it at people. It's the story of two friends - Liam and Aldo. Aldo is a wonderful tragi-comic creation. I won't try to describe him - I'll leave that to Liam: "Always the wrong guy with the wrong outfit saying the wrong thing in the wrong tone of voice in the wrong place at the wrong time to the wrong person or persons, always oozing fallibility, who is also my friend".I was given a copy of this in a Twitter competition - I'd never heard of Steve Toltz before, but I'm off to put A Fraction of the Whole onto my wishlist. Fabulous.

  • Ali
    2019-03-19 01:46

    در مورد استیو تولتز در رمان جزء از کلش گفته‌ام. نویسنده‌ای که بسیار حرف برای گفتن دارد و قصه‌گوی فوق‌العاده‌ای است. نقطه‌ی قوت تولتز در شخصیت‌پردازیست. باید بگویم او در خلق شخصیت یک نابغه است. هرگز مارتین جزء از کل و آلدو بنجامین ریگ روان را فراموش نمی‌کنم.در ریگ روان تولتز دیگر چون جزء از کل داستان‌های عجیب خلق نمی‌کند بلکه این کتاب یک شکواییه‌ی بلند بالاست از رسم دنیا و روزگار ما. خدا می‌داند که چقدر موافقم و همراهم با آلدو در بیهودگی دنیای امروز. تولتز زندگی را خوب هجو می‌کند در این کارش گاه با هجوهایش می‌خنداندمان. نکته‌ی منفی کتاب این است که دیگر به روده‌درازی می‌افتد در این شکایت و شاید به اندازه‌ی یکی دو فصل کامل فقط زیاده‌گویی‌ست که نه به بار معنایی و نه به داستان چیزی می‌افزاید.در نهایت فکر می‌کنم تولتز خواننده را راضی نگه می‌دارد.

  • Hanieh Habibi
    2019-03-10 04:52

    نویسندگی پر رمز و راز ترین کار دنیاست از نظر من. غواصی در درونی‌ترین لایه‌های خود، بیرون کشیدن و واژه کردنشون به شکلی که بتونه دیگریِ جدا از دنیای نویسنده رو هم تحت تاثیر قرار بده، آنقدر بی‌اصلوبه که برای منِ درگیر فلوچارت و درگیر اگر آ آنگاه ب همیشه جذاب بوده. و البته خطرناک. حس اون شبی که جز از کل تموم شد رو هنوز یادمه. پر از شور و شعف و هیجان بودم. نه از خودِ کتاب. از این که فهمیده بودم تولتز نامی نشسته یه گوشه‌ای اون سر دنیا و می‌تونه انقدر خوب با کلماتش بازی کنه که یه آدمی این سر دنیا، با فرهنگ و پیشینه و تربیت کاملا متفاوت رو سر ذوق بیاره. این قرابت واقعا برام لذت‌بخش بود و می‌تونم به یقین بگم بعد از `بار هستی` که چیزی حدود ده سال از خوندنش گذشته، هیچ کتابی انقد مشعوفم نکرده بود.حالا امشب `ریگ روان` کتاب دوم تولتز تموم شد. نه که بد بوده باشه یا به‌زور خونده باشمش که تموم شه و نره تو لیست نیمه‌کاره‌ها، نه. ولی همین عبارتِ بد نبود برای نوشته‌ی دوم آدمی که اون‌جور غوغا کرده بود در اولین تجربه‌ش، بده. حیفه در واقع. کتاب رو همش با این حسرت جلو می‌بردم که کاش بره بالا و به اوج برسه. کاش یه بار برسونتم به اون جایی که بارها تو جز از کل تجربه‌ش کردم.. بستن کتاب و توقف در خوندن، جهت هضم و ته‌نشین شدن واژه‌هایی که وارد وجودم شده بود.همینه که می‌گم نویسندگی خطرناکه و بی‌گارانتی ترین کار دنیا!

  • Marc Kozak
    2019-03-08 07:34

    Steve Toltz is a stand-up comedian stuck in a literary novelist's body. His brilliant first novel was 600 pages of non-stop one liners and observational humor, written as if Toltz was desperately emptying his body of jokes before he died without telling them. Toltz doesn't really do deep characters -- they're more vehicles for his own routine. If you think he's funny (which I very much do), it's brilliant. If you don't, it can be exhausting, although Toltz certainly has the literary chops to keep you invested in spite of it all.Seven years later, here comes Toltz with his second novel, and it's certainly a little more focused and mature. The story and themes shine brighter through the curtain of jokes, and the characters are a little more character-y this time around. There is still one character (the main one) who seems written in a way that allows Toltz to fire off random Twitter-length rants about absolutely everything, but that's just Toltz -- it would be a shame if we didn't have access to his avalanche of ideas.Toltz's characters are the losers, the marginalized, the creepy people who stare at you while drooling on the subway. It certainly gets grim and hopeless as these people struggle through desperate schemes and inner turmoil, but everything is so light and zany that you can't help but shake your head and laugh. It's like a (much) more verbose Vonnegut -- the apocalypse is upon us, but the tone suggests the characters are running straight towards it with an insane grin.Toltz's first novel ranks among my very best reading experiences, and this one falls a little short of it -- it's more assured, sure, but it loses something by cutting out the excess of manic energy. Still, it's an absolute joy to read, and here's hoping it's not seven more years before Toltz needs to purge his brain of more crazy.

  • Hathyasaibaba
    2019-02-28 01:33

    Somewhere towards the end of this book, Liam, its principal narrator, an aspiring author, confesses to being totally bored by "plot". It's tempting to think of it as a fourth wall breaking moment with Steve Toltz offering a "sorry, not sorry" explanation for the random, rambling nature of the book, at a point that you are almost done with it. At its core, Quicksand is about a couple of friends Aldo Benjamin and Liam, as they fumble and fail through life, moving through an ever escalating scale of disaster, one that's left Aldo crippled and Liam with the overwhelming desire to record his friend's trainwreck (or should that be car crash?) of a life. Except when you get right down to it, there's not very much to record. There are sections of the book that are spectacularly written, but if you are looking for plot, look elsewhere. Toltz's fantastic debut A Fraction of The Whole for instance which had similarly exhilarating writing, but built around a narrative that I actually cared about. In this book, for large parts, nothing much happens other than the characters wallowing in self pity and recrimination. Toltz is skillful enough to make this some of the most hilarious self pity and most merciless self recrimination that you'll ever read. There are parts that will make you immediately grab the phone and read them out to the few friends who have the time and the attention span to listen to excellent prose, even if it means -- like it did for me -- yelling to be heard over the din of traffic. But it also means trudging through fairly repetitive sections, page after page where it takes a lot of words for very little to happen. I hope by book 3, Toltz discovers a plot that he isn't bored by.

  • Hrrostami
    2019-03-22 05:36

    چهار روزه که خواندن ریگ روان را شروع کردم و خوشحالم که سال جدید را با این کتاب آغاز کردم. آروم آروم و خودکار به دست پیش می رم. و هر چه جلوتر می رم از داستان بی نظیر و ترجمه روانش بیشتر لذت می برم. و البته سبکی فوق العاده کتاب به خاطر جنس کاغذش.ریگ روان داستان دو دوست قدیمی است، یکی نویسنده ای ناموفق که به شغل پلیسی روی می آورد و دیگری کارآفرینی که در اکثر کارهایش شکست می خورد. داستان کتاب از جایی شروع می شود که نویسنده ناموفق تصمیم می گیرد روایتگر زندگی ناکام دوستش شود از آغاز دوستی شان در دوران مدرسه تا حال. داستان از زبان هر دو روایت می شود و در زمان حال و گذشته در حرکت. تا اینجا به نظر من ریگ روان نسبت به جز از کل پیچیده ترو و پر از تشبیهات بکر و خلاقانه ای است.بعد از حدود دو هفته(سیزده روز)خواندن این کتاب را تمام کردم. فصل جنون الهه الهام بهترین بخش کتاب بود به نظرم.

  • Adrian White
    2019-03-17 07:43

    Disappointingly all over the place, when you consider just how good A Fraction of the Whole was.

  • Sonya
    2019-02-27 05:38

    يك رمان حجيم ديگر از استيو تولتز نويسنده اهل استراليا، كه او را با رمان "جز از كل" مي شناسيم. در اين اثر بار ديگر با قهرماني با افكار و دنياي خاص خود روبرو هستيم كه به گفته نويسنده به " استيطال باليني" دچار است، كسي كه حس بوكسوري را دارد كه دستانش را با چسب به پهلويش چسبانده اند و هر مشتي از حريف بدون مانع است. قهرمان داستان در تمام تلاشهاش براي پايان دادن به زندگي اش ناكام بوده و عليرغم رنجي كه مي برد محكوم به آزاد زيستن است....قسمتي از كتاب:بدترين چيز دنيا به هيچ وجه رنج كشيدن يا تنهايي نيست. يك تركيب است: تنهايي رنج كشيدن...هرروز كه زنده بيدار مي شوي فاتحي، برو و غنايمت را طلب كن.